برای پسرم که دارد مستقل می شود
عرشیا جون ٬ این روزها مشغول کسب استقلال است . یک هفته ای هست که شروع به کار کردم . گل پسر پیش مادر جونه و تا حالا که بهش خوش گذشته. بماند که مادر جون تمام تلاشش رو برای این خوش گذرانی می کنه. عشق مامان رو می بره پارک ،با توپ های نرمش فوتبال بازی می کنه. با هم غذا می خورند و تو گهواره سنتی ش که کلی آرامش براش آورده می خوابه قند عسلم . خیالم از بابت عرشیا جون که راحت راحته . آخه مادر جون خیلی هواشو داره. اما نمی دونم با خودم چه کار کنم دلم خیلی براش تنگ میشه البته دیروز وقتی رسیدم و امروز وقتی میومدم سرکار متوجه شدم که گل پسرم هم برام دلتنگ میشه الهی مامان فدای اون دل ناز و کوچولوت. دوست ندارم از دلتنگی ها بنویسم اما مطمئنم که خوشی های اونج...
نویسنده :
مامان گندم
12:41


