سید عرشیاسید عرشیا، تا این لحظه: 14 سال و 2 روز سن داره

نفس من پسر من

کودکان شیرینی زندگیند

1392/3/12 12:41
نویسنده : مامان گندم
208 بازدید
اشتراک گذاری
عزیزکم نمی دانی چقدر عشقم برایت قلمبه شده اصلا دلم دارد از عشقت می ترکد تمام وجودم در حال اندیشیدن به توست برایت می خوانم. می خورم و می خوابم . برایت اعصابم را کنترل می کنم و هی می گویم خجالت بکش پسرک تو دلت دارد همراهیت می کند .

ای کاش مامانی ، ما وجود خدا رو هم انقدر نزدیک احساس می کردیم و حواسمون به رفتارامون بود.

خلاصه عشق مامان میگن کودکان شیرینی زندگیند . مامانی یه خواهشی ازت دارم همیشه کودکم باش اصلا بزرگ بزرگ شو مرد شو ،پدر شو ،عالم شو ، عارف شو ولی یادت نرود که من عاشق این هستم که همیشه کودکم باشی. خودت را برایم لوس کنی و به من بگویی مامانی... با تمام بزرگیت از من بخواهی برایت مادری کنم ... حتی وقتی به نظرت پیر و ناتوان می آیم . من برای خواسته های تو انرژی می گیرم و جوان میشوم.

کودکم شیرینی زندگیم را پا برجا کن عشقم را بپذیر و ...

بی نهایت دوستت دارم. .................................. به اندازه تکرار نفسهایم .برای تمام لحظات عاشقت هستم .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)