سید عرشیاسید عرشیا، تا این لحظه: 14 سال و 1 روز سن داره

نفس من پسر من

برای پسرم که دارد مستقل می شود

1392/3/12 12:41
نویسنده : مامان گندم
168 بازدید
اشتراک گذاری
عرشیا جون ٬ این روزها مشغول کسب استقلال است . یک هفته ای هست که شروع به کار  کردم . گل پسر پیش مادر جونه و تا حالا که بهش خوش گذشته. بماند که مادر جون تمام تلاشش رو برای این خوش گذرانی می کنه. عشق مامان رو می بره پارک ،با توپ های نرمش فوتبال بازی می کنه. با هم غذا می خورند و تو گهواره سنتی ش که کلی آرامش براش آورده می خوابه قند عسلم . خیالم از بابت  عرشیا جون که راحت راحته . آخه مادر جون خیلی هواشو داره. اما نمی دونم با خودم چه کار کنم دلم خیلی براش تنگ میشه البته  دیروز وقتی رسیدم و امروز وقتی میومدم سرکار متوجه شدم که  گل پسرم هم برام دلتنگ میشه الهی مامان فدای اون دل ناز و کوچولوت. دوست ندارم از دلتنگی ها بنویسم اما مطمئنم که خوشی های اونجا بیشتره. 

                                       

تازه مامانی جون وقتی نصف روز پیش مادر جونی و نصف روز پیش من و بابایی هر دو گروه با انرژی فراوان باهات بازی می کنن و از شما نگهداری می کنن. اینم از تنوع در خدمات برای گل پسر . شاد باشی همیشه گل بهشتی مامان

دوستت دارم گل پسرم

مادر مهربونم ممنونم که علاوه بر اینکه زحمت های بزرگ کردن من رو بر روی دوشت تحمل کردی الان داری پسرمو پرورش میدی. زبانم برای تشکر از مهربانترین موجود عالم مادر قاصره . ایکاش بتوانم برایت فرزند خوبی باشم و تو تا همیشه برایم سالم بمانی مادر خوبم.

گل پسرم میدونم همیشه قدر زحمات مادر جون رو میدونی .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)